دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 444
تعداد نوشته ها : 1
تعداد نظرات : 5
Rss
طراح قالب
GraphistThem248

گمشده ی عصر ما چیست؟


امروز دنیا به چه چیزی نیاز دارد؟ چه چیزی در دنیا گم شده است؟ شما را به خدا اندکی تامل کنید ،گمشده ی عصر ما چیست؟

عصر تکنولوژی ، پیشرفت ، ارتباطات ، چه چیزی را دراین عصر گم کرده ایم ؟

اگر جنگ جهانی سوم دربگیرد و سلاحهای هسته ای به کار بیفتند ، سرانجام دنیا چه خواهد شد؟ اگر بعلت افزایش دمای کره ی زمین همه ی یخ های قطب جنوب وشمال آب بشوند چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ اگر عده ای برای رسیدن به منافع شخصی خود وسود وثروت بیشتر همچنان به قطع بی رویه درختان و نابودی جنگل ها ومنابع طبیعی بپردازند وهیچ درختی باقی نماند چه خواهد شد؟ اگر آلودگی در کلان شهرها بخاطر ازدیاد کارخانه ها وآلاینده ها همچنان بیشتر و بیشتر بشود واگر دیگر اکسیژنی برای تنفس نباشد مردم در آن شهرها چگونه زندگی خواهند کرد؟ و چه بلایی بر سر کودکان و سالمندان خواهد آمد؟ بیماران قلبی و ریوی با چه مشکلاتی روبه رو خواهند شد؟ اگر لایه ی ازن بطور کامل ازبین برود واگر ذخایر نفت و گاز جهان به یکباره به پایان برسند چه می شود؟ و هزاران اگر دیگر...!

صحبت درباره ی این اگرها بسیار است ،هرکس در هرکجا نظری دارد، اما کسی نیست که این اگرها را دغدغه ی خود بداند وبه آنها بپردازد ، وکسانی هم که قادرند کاری بکنند وانسانیت را نجات بدهند خود بیشتر از دیگران به آماده سازی وسایلی که این اگرها را بوجود آورده است مشغولند.

دیگر کسی از بدی متنفر نیست ،از نابودی انسان کسی غمگین نیست ،این در حالیست که همه باید نگران هم باشند، نگران مانند پدری که نگران فرزندش است و برادری که نگران برادر خویش است ، اما متاسفانه چنین نگرانی ودردی دربین ما نیست و اگر جایی است فقط حرفش را می زنند ،از آمریکا گرفته تا آخرین گوشه ی آسیا ، همه جا فقط حرفش را می زنند اما خود درد وجود ندارد ،دردی که ناراحت و بیقرار بکند در هیچ کس ودر هیچ کجا وجود ندارد.

همه ی اینها وابسته به عقل و ذهن ماست، خطراتی که دنیا را تهدید می کنند را طوری تحلیل وبررسی می کنیم که انگار آنها را مو به مو تجربه کرده ایم ،یک به یک آنها را کالبد شکافی کرده وبه همه میگوییم که دنیا با چه خطراتی مواجه است ، اما گفته هایمان خالی از نگرانی ودرد واقعیست، دردی که از دل برآمده باشد وجود ندارد ، همان دردیکه وقت بازگو کردن حادثه ای که برای پدر یا مادر،برادر یا خواهر، همسر ویا فرزند انسانی اتفاق افتاده است، دارد،لهجه اش تغییر می کند ،چشمانش پراز اشک می شود ،صدایش می گیرد وچنین معلوم میگردد که دلش دارد می گرید.

امروزه دانشمندان با اطمینان کامل درباره ی خطراتی که دنیا را تهدید می کنند با چنان آب وتابی صحبت می کنند که گویی قرار است اتفاقی بسیار خوشایند رخ بدهد ودلیل این امر هم این است که در گفته هایشان با وجود علمی بودن آنها فقط به عقل اکتفا کرده هیچ توجهی به قلب وروح انسانها ندارند ، انگار که همه چیز در عقل خلاصه شده است.

امروز ما همه چیز داریم ،و تقریبا قادر به انجام هرکاری هستیم ، اگر اراده ی نیک بودن داشته باشیم ،اگر بخواهیم به انسانها خدمت بکنیم ،اگر قصد نجات انسانیت را داشته باشیم ، حتی اگر فردی در قطب شمال وجنوب باشد وما اراده ی کمک کردن به اورا داشته باشیم ، خوشبختانه خداوند چنان وسایلی را به ما عطا فرموده است که می توانیم همه ی این کارها را در کوتاهترین زمان ممکن انجام بدهیم، اما مشکل اینجاست که وجود ما خالی از اراده ی واقعیست ، هیچ شوقی برای انجام این کارها درما نیست ، یک نفر هرچقدر ثروت هم داشته باشد اما اگر بخل بورزد و پول را ومحبت پول را به انسانیت و خدمت به انسانیت ترجیح بدهد ، چه بهره ای میتوان از ثروت او برد؟ یا اگر شخصی توانایی رفتن به حج را داشته باشد اما اگر اراده ی این کار در او نباشد ویا هیچ علاقه ای به این کار نداشته باشد چه کسی میتواند اورا به رفتن مجبور کند؟

در جهان امروز هم همه چیز برای نیک بودن و خدمت کردن به انسانیت، به پا کردن صلح ودوستی در دنیا وحتی جهان را به بهشتی تبدیل کردن فراهم است ، حتی بیشتر از هر زمان دیگری وسایل و امکانات برای این کار موجود است، اما مشکل اینجاست که انسان امروزی که میتواند هر کاری بکند ،نمی خواهد کاری بکند، چرا نمی خواهد؟ چون هیچ سودی درآن نمی بیند ، چرا نمی بیند ؟زیرا یقین و باوری در دل ندارد، انسان امروزی بغیر ازخود و فرزندان خود ، ارضا کردن خواهشات نفسانی و جسمانی خود وسیر کردن شکم خود همه چیز را فراموش کرده است ، والان ترس این نیز میرود که در آینده ای نه چندان دور حتی فرزندان خودش را نیز فراموش بکند ، با سرعتی که انسان امروزی به سمت خودغرضی وخودپرستی وخودنمایی به پیش میرود خیلی زود آن روز هم فرا میرسد که پدرومادر فرزندان خود را نیز فراموش کرده و فقط به فکر خودشان خواهند بود وحتی اگر اولاد آنها از گرسنگی بمیرند هم برای آنها مهم نخواهد بود.

در بخش هایی از جهان امروز که مادیت حرف اول را میزند ودیگر تعالیم انبیا هم برای مقابله با آن وجود ندارند وحتی در کشورهای به ظاهر مسیحی و کاتولیک هم که دیگر خبری از تعالیم و حتی انجیل تحریف  شده ی منسوب به حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) هم نیست کار به جایی رسیده است که انسانها به غیر از خودشان به هیچ کس دیگر نمی اندیشند، بلکه خیلی از آنها حتی خودشان را نیز فراموش کرده اند و مصداق بارز کسانی شده اند که قرآن حکیم درباره ی آنها می فرماید (نسواالله فانساهم انفسهم) ((فراموش کردند خدارا پس فراموش کردند خودشان را)) ودر آخر کار به جایی رسیده است که حتی خودشان را نیز فراموش کرده اند یعنی رسیدن به خواهشات نفسانی وجسمانی خودشان را حتی بر وجود خود نیز ترجیح داده اند.

خلاصه ی امر اینکه اصل همه ی اینها خود حضرت انسان است واصل انسان دل اوست ودل تابع اراده ی اوست اراده ی نیک او . واگر این اراده بوجود بیاید به چیز دیگری نیاز نیست . زیرا همه ی این وسایل اسبابی بیش نیستند که تابع اراده ی انسان اند ، انسانیکه بوسیله ی عقل واستعداد و نیرو وطاقت خدادادی خود، آنها را بوجود آورده است.

پایان

دسته ها :
شنبه بیست و سوم 3 1394
X